بعد از مدتها گروه هنری روضه وابسته به هیئت روضه الزهرا اهواز اجازه پخش یکی دیگر از کلیپ های زیبای این هیئت را داد دلباختگان حضرت زهرا (س) می توانند این کلیپ زیبا را دانلود نمایند
http://www.mediafire.com/?bc8abg50nayxuzq
آهسته گویمت نکند ، بشنود رباب
ازعمر اصغرش شش ماه مانده است
در حلقه درویش ندیدم صفایی
در صومعه از او نشنیدم ندایی
در مدرسه از دوست نخواندیم کتابی
در مأذنه از یار ندیدیم صدایی
در جمع کتب، هیچ حجابی ندریدیم
در درس صحف، راه نبردیم به جایی
در بتکده، عمری به بطالت گذراندیم
در جمع حریفان،نه دوایی و نه دایی
در جرگةعشاق روم تا که بیابم
از گلشن دلدار،نسیمی، ردپایی
این ما و منی، جمله ز عقل است وعقال است
در خلوت مستان،نه منی هست ونه مایی
امام خمینی (ره)
شنید گوش دلم مژده از ولادت زهرا
گشود بلبل طبعم زبان به مدحت زهرا
فضاى کعبه منور شد از فروغ جمالش
صفا گرفت صفا از صفاى صورت زهرا
خداى اکبر و اعظم نکرده خلق به عالم
ز نسل حضرت آدم زنى به شوکت زهرا
به جز خدیجه کبرا که هست مظهر عصمت
نزاد مادر دیگر زنى به عصمت زهرا
بخوان حدیث کسا و بین که خالق یکتا
نموده خلقت دنیا براى خلقت زهرا
نهاده ساره سربندگى به پاى سر یرش
ستاده هاجر چو خادمان به خدمت زهرا
چو اوست نور حق و حق در او نموده تجلى
به غیر حق نشناسد کسى حقیقت زهرا
ولى چه سود که با این همه جلالت و شوکت
زمانه بود مدام از پى اذیت زهرا
چنان به درد و مصیبت نمود صبر و تحمل
که صبر شد متحیر ز صبر و طاقت زهرا
سید عباس جوهرى
دانلود روضه زیبای شب اول محرم 89
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305891934.mp3
مراسم های شبهای دیگر محرم 89
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305925555.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305943617.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305933165.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305939934.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305982803.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305985063.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305933416.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305933216.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305888450.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305917155.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305985449.mp3
http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305929293.mp3
*جهت دانلود کلیک راست کنید و گزینه " save target " را انتخاب نمایید

چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید
تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم
یواشکی من و این چشم های مانده به راهت
هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم
صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت
چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت
نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت
چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت
چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت
چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت
به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت
شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی
خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت
تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند
به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت
دعاترین دعاها همین دعای نگار است
امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت
رونوشت از سایت سده لنجان

گل باغ امیدم، کجایی کجایی
دعایم همه این است بیایی بیایی
بود یاد تو هر شب، دعای سحر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
میان در و دیوار فقط یاد تو بودم
بیا ای گل نرگس ببین روی کبودم
به یک ضربه جدا شد، ز شاخه ثمر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
غریبی علی را در خانه چو دیدم
به مسجد بدویدم، ز دل آه کشیدم
نبودی که ببینی، چه آمد به سر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
من آن یاس کبودم که در سینة قبرم
فقط اشک تو ریزد شبانه روی قبرم
ز اشک شب تارت، شده خون جگر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
بیا تا که ببینی، علی خانه نشین شد
شرر ریخت به باغش، گلش نقش زمین شد
سیه گشت از این غم، جهان در نظر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
دل ما چو چراغی به کاشانة ما سوخت
ندیدی که چگونه، در خانة ما سوخت
روان خون دل آنجا، شد از چشم تر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
علی بود علی بود در آن جمع گرفتار
مرا کشت، مرا کشت، فشار در و دیوار
به جز محسنم آنجا، نشد کس سپر من
بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
ذکر لب ام البنین، حسین مادر ندارد!!!
تنها چرا نشسته, مگر گریه می کند؟
چون شمع شعله ور به نظر گریه می کند
ازمردم مدینه شنیدم که روزها
می آید و ز داغ پسر گریه می کند
بالای چار صورت قبری که ساخته
با دیده های سرخ جگر گریه می کند
با ذکر جانگداز -حسینم غریب- بود
دائم زند به سینه و سر گریه می کند
از سوز روضه خواندن این مادر شهید
هر عابری میان گذر گریه می کند
گاهی دلش برای علی تنگ می شود
گاهی برای روضه ی در گریه می کند
بغض نگاه باد صبا گفت با دلم
دیگر غروب شد, چقدر گریه می کند
شاعر: وحید قاسمی

تا آیه آیه سوره كوثر مقدس است
شان تو ای ملیكه محشر مقدس است
بال بهشت فرش قدمهات می شود
یعنی مقام عصمت مادر مقدس است
تا روضه ، روضه تو و گریه برای توست
این اشكهای پاك و مطهر ، مقدس است
وقتی كه ریخت بال و پرت بین كوچه ها
دیگر گل بنفشه پرپر مقدس است
خونت نوشت بر تن تاریخ تا ابد
هر كس شود فدایی رهبر مقدس است
مرغ دل یک بام دارد دو هوا
گه مدینه میرود گه نینوا
این اسیر بند قاف و شین و عین
گاه می گوید حسن گاهی حسین
میپرد گاهی به گلزار بقیع
می نشیند پشت دیوار بقیع
می نهد سر بر سر زانوی دین
اشک ریزان در غم بانوی دین
عرضه میدارد که ای شهر رسول
در کجا مخفی بود قبر بتول
از تمام نخلها پرسیده ام
آری اما پاسخی نشنیده ام
یا امیر المؤمنین روحی فداک
آسمان را دفن کردی زیر خاک ؟
آه را در دل نهان کردی چرا ؟
ماه را در گل نهان کردی چرا ؟
یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟
یادگار غربت زهرا کجاست ؟
تا ز نورش دیده را روشن کنم
بر مزارش شعله ها بر تن کنم
آه از آن ساعت که آتش در گرفت
جام را از ساقی کوثر گرفت
یاد پهلویش نمازم را شکست
فرصت راز و نیازم را شکست
آه زهرا تا ابد جاری بود
دست مولا تشنه یاری بود
چون علی شد بی کس و بی همنفس
گفت یا زینب به فریادم برس
زنده یاد : آغاسی
نه چون پروانه ام کز سوز غم بال و پرم سوزد
من آن شمعم که از شب تا سحر پا تا سرم سوزد
همان بهتر نگردد هیچ کس نزدیک این بستر
که دانم هر کسى آید کنار بسترم، سوزد
گذارد دست خود بر سینه سوزان من زینب
ولى من بیم آن دارم که دست دخترم سوزد
مگیر اى رهبر مظلوم! زانو در بغل دیگر
که این دیدار طاقت سوز، جان و پیکرم سوزد
نه تنها چشم عین اللَّه، سراپاى على گرید
چو از من مى کند پنهان، به نوع دیگرم سوزد
چنان چیدند امّت نارسیده میوه دل را
که هرگه مى کنم یادش، ز غم برگ و برم سوزد
استاد حاج علی انسانی
یک مشت خاک روی تو یک مشت بر سرم
باور نمیکنم که تویی در برابرم
دیوانه کرده است مرا عطر وبوی تو
پیچیده در تمامی من ای معطرم
خیرالنساء ودفن غریبانه ؟ وای من
مظلومه ای شبیه علی ماه بی حرم
بارفتن تو زلزله ای در تنم نشست
با اینکه من هنوز همان مرد خیبرم
هربار در جواب چطور است حالتان؟
بیمار وزردوتبزده گفتی که بهترم
خون گریه از سراسر من میچکد ولی
باسیل اشک راه به جایی نمیبرم
شاید اگر که روضه بخوانم سبک شوم
اما نه باز راه به جایی نمیبرم
دل کندن از تو سخت ترین کار عالم است
یک مشت خاک روی تو یک مشت بر سرم
علی اصغر ذاکری
چه کنم! آتشی افتاده به جانم چه کنم؟
آتش از آب دو دیده ننشانم چه کنم؟
تو در این شهر فقط چشم به راهم بودی
ای همیشه نگرانم، نگرانم چه کنم؟
گوشه ی خانه من و چار جگر گوشه ی تو
غم ز شش سمت گرفته به میانم چه کنم؟
در ره مسجد و خانه به زمین می خوردم
از همان موقع شده ورد زبانم چه کنم؟
من که هر کس گرهی داشت کمک از من خواست
گرهی خورده به کارم که ندانم چه کنم؟
استاد حاج علی انسانی
تبلیغات 
