تبلیغات
صدای دل مرا از روضه الزهرا می شنوید - ما کان محمد؟

دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه

ما کان محمد؟

نویسنده :سوز جگر سوز
تاریخ:شنبه 30 بهمن 1389-11:06 ب.ظ

از بام و درِ کعبه به گردون رسد آواز

کامشب درِ رحمت به سماوات شده باز

بت های حرم در حرم افتاده به سجده

ارواح رسل راست هزاران پرِ پرواز

کعبه زده بر عرش خدا کوس تفاخر

مکه شده زیبا و دل افروز و سرافراز

جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت

امشب به سماوات کند خاک زمین ناز

از ریگ روان گشته روان چشمة توحید

یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز

دشت و دَر و بحر و بَر و جنّ و بشر و حور

همه گشتند هم آواز در مدح محمد

هر ذرة کوچک شده یک مهر جهان تاب

هر قطرة ناچیز چو دریا کند اعجاز

جبریل سر شاخة طوبی چو قناری

در وصف محمد لب خود باز کند باز

جبریل چه آرد؟ چه بخواند؟ چه بگوید؟

جایی که خداوند به قرآن کند آغاز

خوبان دو عالم همه حیران محمد

یک حرف ز مدحش شده:"ما کانَ محمد"






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is a heel lift?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:17 ب.ظ
Heya are using Wordpress for your site platform? I'm new to
the blog world but I'm trying to get started and set up my own. Do you need any html coding knowledge to make your own blog?

Any help would be really appreciated!
چهارشنبه 17 فروردین 1390 01:23 ب.ظ
مرغ سحر ناله سر كن

داغ مرا تازه تر كن

زآه شرربار ، این قفس را

برشكن و زیر و زبر كن

بلبل پربسته ، زكنج قفس درآ

نغمه ی آزادی نوع بشر سرا

وزنفسی ، عرصه ی این خاك توده را

پر شرر كن



ظلم ظالم ، جور صیاد آشیانم داده برباد

ای خدا ، ای فلك ، ای طبیعت

شام تاریك ما را سحر كن



نوبهار است ، گل به بار است ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس ، چون دلم تنگ و تار است

شعله فكن در قفس ای آه آتشین دست طبیعت ، گل عمر مرا مچین

جانب عاشق ، نگه ای تازه گل از این

بیشتر كن ، بیشتر كن ، بیشتر كن

مرغ بیدل ، شرح هجران

مختصر ، مختصركن
مشاوره سنگ صبور
شنبه 13 فروردین 1390 10:59 ب.ظ
به نسیمی همه ی راه به هم میریزد
کی دل سنگ تو را اه به هم میریزد
اب در برکه میاندازم و میپندارم
با همین سنگ زدن ماه به هم میریزد
عشق بر شانه ی هم چیدن چندین سنگ است
گاه میماند ناگاه به هم میریزد
انچه را عقل به یک عمر بدست اوردست
دل به یک لحظه ی کوتاه به هم میریزد
اه یک روز همین اه تو را میگیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد...
مشاوره سنگ صبور سعا
چهارشنبه 10 فروردین 1390 06:51 ب.ظ
ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم
ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم
همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم
بر ما بسی كمان ملامت كشیده‌اند
تا كار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی كشیده‌ای
ما آن شقایقیم كه با داغ زاده‌ایم
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف كن كه به عذر ایستاده‌ایم
كار از تو می‌رود مددی ای دلیل راه
كانصاف می‌دهیم و ز راه اوفتاده‌ایم
چون لاله می مبین و قدح در میان كار
این داغ بین كه بر دل خونین نهاده‌ایم
گفتی كه حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین كه همان لوح ساده‌ایم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo